آرزوهای جالب یک زن!!!!!!
زن
در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد. وقتی که
دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش
نشسته بود. زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر
چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد....!!!
زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟
غول
جواب داد : نخیر ! زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های
جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره،همینه که هست....... حالا بگو
آرزوت چیه؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:16 توسط بابک
|


