حرمت متعه (ازدواج موقت)
حرمت متعه (ازدواج موقت)
چرا ما «شيعيان» بمنظور محرميت و غيره ازدواج موقت (عقد متعه) را مشروع و صحيح ميدانيم ولي اهل تسنن مدعي هستند که حرام است و به ما نيز اعتراض ميکنند و ميگويند دليل مشروعيت آن چيست؟
پاسخ:
قرآن کريم و روايات فراواني از طريق شيعه و خود اهل تسنن دلالت بر مشروعيت و جواز آن دارد:
از قرآن اين آيه درباره مشروعيت متعه نازل شده است:
فما اسْتَمتَعْتُم به منهن فآتوهنّ اجورهنّ فريضة. [1] .
«زناني را که متعه کردهايد مهرشان را به عنوان فريضهاي به آنها بدهيد.»
در تفسير ابنکثير که از تفاسير معروف و مورد قبول اهل تسنن است، ذيل تفسير اين آيه مبارکه است که: ابن عباس و ابي بن کعب و سعيد بن جبير و سدي، اين آيه را اين گونه قرائت کردهاند: فما اسْتَمْتَعْتُم به منهن إلي أجل مسمّي فآتوهنّ اُجورهنّ فريضة.
و در همين تفسير است که مجاهد گفته است: اين آيه در نکاح متعه، نازل شده است. [2] .
لازم به يادآوري است که او پس از نقل اين عبارات روايتي از حضرت اميرعليه السلام نقل کرده که رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم از نکاح موقت نهي کرد و همچنين روايت ديگري نقل کرده که رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم در فتح مکه از نکاح موقت منع کرد. [3] .
از عبارات تفسير ابن کثير که از معتبرترين تفاسير اهل تسنن است معلوم ميشود که شأن نزول اين آيه مبارکه، ازدواج موقت است و دلالت آن بر مشروعيت متعه قطعي است.
نيز در صحيح بخاري است که از ابن عباس از متعه سؤال کردند او گفت: متعه جايز است: «عن ابي حمزة قال: سمعت ابن عباس يُسأل عن متعة النساء فرخص» [4] .
و در همين کتاب دو روايت از جابر بن عبداللَّه و از سلمة ابن الأکوع است که رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم اجازه متعه داد «قالا: کنّا في جيش فاتانا رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم فقال: انه قد اذن لکم ان تستمتعوا فاستمتعوا»؛ [5] «گفتند ما دو نفر در بين گروه رزمندگان بوديم رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم نزد ما آمدند و فرمودند: به شما اجازه متعه کردن داده شد پس متعه کنيد.»
همچنين در صحيح مسلم چندين روايت است که: در عهد رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم و در زمان حکومت ابوبکر و ابتداي حکومت عمر، ازدواج موقت انجام ميشد و عمر از متعه حج و متعه نساء نهي کرد.
«جابر بن عبداللَّه يقول: کنا نستمتع بالقُبضةِ من التَّمرِ و الدّقيق، الأيّام علي عهد رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم و ابي بکر حتي نَهي عنه عُمر في شأن عَمرِو بن حُرَيثٍ»؛ [6] «جابر بن عبداللَّه ميگويد: ما متعه ميکرديم با يک مشت خرما و آرد، روزها در عهد رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم و ابيبکر تا اينکه عمرو بن حريث متعهاي کرد و عمر او را منع نمود.»
در روايت ديگر چنين آمده است:
«... عن ابن نضرة، قال: کنت عند جابر بن عبداللَّه فَأتاهُ آتٍ فقال: ابن عباس وابنُ الزُّبَير اختلفا في المُتعتَينِ، فقال جابر: فَعَلناهما مَعَ رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم ثُمَّ نهانا عنهما عُمر فَلَم نَعُد لَهما»؛ [7] ابن نضره گفت: من نزد جابر بودم که کسي آمد و گفت: بين ابنعباس و ابنزبير در رابطه با دو متعه (ازدواج موقت و حج تمتع) اختلاف شده، جابر گفت ما اين دو عمل را در زمان رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم انجام داديم سپس عمر ما را از انجام آن نهي نمود و ديگر تکرار نکرديم.»
و در همين کتاب است که اباذر گفت: متعه نساء و متعه حج مخصوص ما است. (مخصوص ما است مجمل است، به شروح بخاري مراجعه شود).
«قال: لاتصلح المتعتان الا لنا خاصّة، يعني متعة النساء و متعة الحج». [8] .
همچنين در اين کتاب از جابر بن عبداللَّه نقل کرده که:
«قال عمر... وَ اَبِتّوا نکاح هذه النساء فَلَنْ اُوتَي برجل نکح امرأة اِلي اَجَلٍ، الّا رَجَمْتُهُ بالحجارة». [9] .
عمر گفت: از نکاح موقت اجتناب کنيد، آورده نشود نزد من مردي که ازدواج موقت انجام داده باشد و الا او را سنگسار ميکنم.
رواياتي هم نقل کرده که:
«عن علي بن ابيطالب، ان رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم نهي عن متعة النساء يوم خيبر وعن اکللحوم الحُمُر الاهلية»؛ [10] علي بن ابيطالبعليه السلام فرمود: در فتح خيبر رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم از متعه و از گوشت حمار اهلي نهي فرمود.
رواياتي نيز نقل کرده که رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم در فتح مکه از متعه نهي کرد. [11] .
از مجموع اين روايات که در صحيح بخاري و مسلم با سندهاي مختلف نقل شده، معلوم ميشود که اصل ازدواج موقت مشروع بوده و مدتي هم انجام ميگرفته است و بعد اختلاف بوجود آمده است.
در کتاب «الفقه علي المذاهب الاربعة» (ج 4، ص 85) آمده است که:
مشروعيت متعه در صدر اسلام به لحاظ ضرورت بوده است، چون مسلمانان نميتوانستهاند تشکيل زندگي وعائله بدهندودر گير جنگ ومشکل اقتصادي بودهاند و از سويي مهار کردن قوه شهويه با گرفتن روزه مستلزم مشقت است و شرعاً پذيرفته نيست و به اين جهت ازدواج موقت تشريع شد ولي بعداً از انجام آن نهي شد. و در عين حال اگر کسي با ازدواج موقت با زني عمل زناشويي انجام داد حد زنا بر او جاري نميشود چون شبهه جواز متعه وجود دارد و ابن عباس قائل به جواز بوده، ولي تعزير ميشود.
از اين عبارت - که تلخيص شد - معلوم ميشود همه مذاهب اهل تسنن مشروعيت نکاح موقت را في الجمله قبول دارند، نيز از مجموع روايات و گفتار معلوم ميشود که سبب تشريع نکاح موقت ضرورت بوده است.
حتي در بعضي از روايات آمده است که در برخي جنگها به رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم گفتند: زنانما همراهما نيستند آيا ما خود را اخته کنيم؟ رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم آنها را از اين عمل نهي کرد و اذن در عقد موقت داد که با چيز کمي مثل لباس و ردايي زني را متعه کنند. [12] .
از سويي با وجود اختلاف در رواياتي که از آن نهي شده که برخينهي را مستند به رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم در فتح خيبر کرده و برخي نهي را در فتح مکه ذکر نموده و برخي نهي را مستند به عمر بن الخطاب دانستهاند، با وجود چنين اختلافي نميتوان از آيه شريفه رفع يد نمود و بطور کلي حکم به حرمت و عدم صحت آن نمود، خصوصاً از روايات و کلمات خود عامه استفاده ميشود که تشريع نکاح موقت به جهت ضرورت بوده است.
و اگر روايتي که گفته است عمر از متعه نساء نهي کرد، درست باشد نميتوان گفت او حق تحريم داشته است، زيرا «حلال محمد حلال الي يوم القيامة و حرام محمد حرام الي يوم القيامة» و لابد نهي عمر، نهي حکومتي آنهم بخاطر اتفاقي که افتاده است بوده همانطور که در يکي از روايات صحيح مسلم آمده بود: نهي عمر از متعه بلحاظ پيش آمدي است که نسبت به عمرو بن حريث بوجود آمد. «نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث». [13] .
نيز از روايتي که از امير المؤمنينعليه السلام نقل شده که فرمود:
«نهي رسولاللَّه صلي الله عليه وآله وسلم عن متعة النساء يوم خيبر و عن اکل لحوم الحُمُر الانسيّة» [و في رواية]«الأهلية»؛ [14] رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم از متعه و لحوم حمر اهلي نهي فرمود.
و از وحدت سياق و مکروه بودن «لحوم حُمُر» معلوم ميشود نهي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم نهي کراهتي بوده نه تحريمي.
بهر حال علاوه بر آيه شريفه و روايات کثيره معتبره از طريق اهل بيت رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم روايات اهل تسنن نيز دلالت بر مشروعيت آن دارند. و وقتي اصل مشروعيت محرز شد تا دليل قاطع و مسلمي وجود نداشته باشد همان اصل اول حاکم است و رواياتي که اهل تسنن براي منع از آن نقل کردهاند با توجه به اختلافي که در آنها وجود دارد نميتواند آيه شريفه و اصل مشروعيت را زير سؤال ببرد.
مضافاً بر اينکه روايات معارض و صريح بر خلاف روايات ناهيه وجود دارد که يکي از آنها فرمايش امير المؤمنين عليعليه السلام است که:
>ازدواج موقت و حج تمتع
>تحريم حج تمتع توسط خليفه
>حج تمتع در دوران عثمان
>حج تمتع در دوران معاويه
>سرانجام، دستور خليفه دوم به فراموشي سپرده شد
>اسلام دين کامل است
>مناظره
[1] سوره نساء / 24.
[2] المصباح المنير في تهذيب، تفسير ابن کثير، طبع دار السلام الرياض، ص285.
[3] المصباح المنير في تهذيب، تفسير ابن کثير، طبع دار السلام الرياض، ذيل تفسير آيه مزبور، ص 286.
[4] صحيح بخاري، کتاب النکاح، باب النهي عن نکاح المتعة، ص915، ح 5116 و ح 5117 و 5118.
[5] همان.
[6] صحيح مسلم، کتاب النکاح، باب نکاح المتعة، ص 599، ح1405.
[7] همان.
[8] صحيح مسلم، کتاب الحج، باب جواز التمتع، ص 532، ح1224.
[9] صحيح مسلم، کتاب الحج، باب في المتعة بالحج و العمرة، ص527، ح1217.
[10] صحيح مسلم، کتاب النکاح، باب نکاح المتعة، ص602، ح1407 و1406.
[11] همان.
[12] صحيح مسلم، کتاب النکاح، باب نکاح المتعة، ح 1404.
[13] صحيح مسلم، کتاب النکاح، ص 599، باب نکاح المتعة ذيل ح1404.
[14] صحيح مسلم، کتاب النکا